در 513 به لشكركشي بر ضد سكايان پرداخت، ماندروكلس پلي از زورقها بر روي بوسفور بست تا سپاه ايران از آن بگذرد (هرودوت، كتاب 4، 87 - 89)، اين نخستين پل از نوع خودش است كه گزارشي از آن ثبت شده است.
و. طب هندي و يوناني
طب هندي
روايات هندي قديمترين مكتبهاي پزشكي هندي آتريا1 و سوشروتا2 را در زماني مقارن سدهٴ ششم ق م قرار ميدهد، تاريخي كه درستي آن به وسيلهٴ وداها تقويت ميشود. من اين اظهارات را از كتاب پژوهشهايي در پزشكي هند باستان3 اثر هورنله نقل كردهام، كه به نظر ميرسد او مايل به پذيرفتن آن بوده است. اين مطلب موجب طرح چنين مسئلهاي ميشود كه آيا تشريح و طب يوناني تحت تأثير تشريح و طب هندي بوده، يا هنديان از يونانيان متأثر شدهاند -- مسئلهاي كه حل كامل آن هرگز ممكن نخواهد بود. همچنان كه در مورد رياضيات گفته شد (نك به مطالب قبلي در زير نام فيثاغورس) امكان دارد كه هر دو پيشرفت مستقل از يكديگر، و يا تأثيرات متبادله از نوعي بسيار كلي و مبهم بوده باشد.
تعيين تاريخ فعاليت آتريا و سوشروتا به هيچ صورتي ممكن نيست. تاريخي را كه بهطور غيرقطعي به وسيلهٴ هورنله پذيرفته شده، ميتوان به عنوان حد غايي پذيرفت. از سوي ديگر، سوشروتا در دستنويس بوور4 (حدود 450) آمده كه به ما يك حد اقرب عرضه ميكند. متأسفانه اين دو حد بينهايت از يكديگر دور است. براي به خاطر سپردن آن بايستي روايت هندي زير را (كه در ياتاكاهاي5 بودايي محفوظ است) ذكر كنيم. در زمان بودا دو دانشگاه بزرگ درهند وجود داشت، كاشي (يا بنارس)6 در مشرق و تاكسا شيلا7 (يا تاكسيلا8 بر رود جهلم9) در مغرب. آترياي طبيب در دانشگاه دومي تدريس ميكرد، و معاصر جوانش، سوشروتاي جراح، در اولي.
كتاب سوشروتا يكي از بزرگترين آثار از نوع خود در منابع مكتوب سانسكريت است. اين كتاب، مخصوصاً از لحاظ جراحي مهم است و تعدادي از اعمال جراحي (شامل عمل آب مرواريد، برداشتن فتق، سزارين، و سنگ مثانه و غيره) را توصيف ميكند و حاوي قديمترين گزارش از جراحي پلاستيك و كاربرد آهنربا در جراحي است، مشخصات بسياري از ابزارهاي ويژه را شرح ميدهد؛ و بر آموزش شايستهاي كه براي تربيت جراحان ماهر لازم است تأكيد